تقدیم به تو عزیز دلم که دربرابر وجود پر از مهرت هیچ است
سر در گمم
لحظه های سخته تنها ماندنم
با تو یك دنیا قشنگی می شود
با تو حتی خوابهای تلخ من
یك بغل رویای رنگی می شود
هیچ می دانی دلم این روزها
بی تو دائم بی قراری می كند؟
عصر بغض آلود و خیس جمعه ها
در فراقت سخت زاری می كند؟
نامه های هر شبم را خوانده ای؟
نامه ای از لحظه های انتظار
از میان كوچه های تنگ دل
نامه ای از باغ سیب بی بهار
آسمان هم باز باریدن گرفت
می نوازد چنگ باران را خدا
بوی خوب خاك و عطر یاد تو
می كشد تا شهر رویایت مرا
كاش در این لحظه های تلخ درد
شانه هایت تكیه گاه گریه بود
كاش لبخند قشنگت از دلم
غصه های كهنه اش را می ربود!
چشمهای خیس من در یك امید
قلب من در آرزوی وصل توست
سوخت باغ هستی ام در این خزان
خوب می دانم بهاران فصل توست
تو ای تنها ترین سردار فتح قلب ویرانم
تو ای شهزاده ی خوشبخت کاخ حسرت جانم
تو ای زیباترین پروانه ی بی تاب شمع قلب سوزانم
به دنبال تو می گردم
که شاید چشمهایم را به چشمانت بدوزم
تا نگاه خواهش دل را عیان سازم
که شاید دستهایم را به دامانت بیاویزم
وعشق خویش را با یک صدای لرزش ماتم
بیان سازم
برای تو مینویسم که بدانی تو بودی آن یگانه عشقی که در لا به لای خرابه های قلبم لانه گزید وازآنها گلستانی جاودانه ساخت.برای تو مینویسم تا بدانی دوری ات برای من ... مثل دوری ماهی از آب است و دوری کبوتر از آسمان .برای تو مینویسم اینک...از عمق وجودم...با فریادی خاموش که در لابه لای هیاهوی عشقت گم شده است. برای تو مینویسم اینک تا بدانی ... دوستت دارم
دلتنگی از کسی که دوستش داشتم و عمیق ترین دردها و رنج های عالم رادر رگهایم جاری کرد..! دردهایی که کابوس شبها و حقیقت روزهایم شد...دوری از تو حسرتی عمیق به قلب و دلم آویخت، تا هرگز راه بازگشت را نیابم..!دلتنگی برای تو که فرصت اندکی برای خواستنت، برای داشتنت داشتم...
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود
کاش بودی تا نگاه خسته ام بی خبر از موج و دریا نبود
کاش بودی تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مینا نبود
کاش بودی تا زمستان دلم این چنین پر سوزپر سرما نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی بعد تو این زندگی زیبا نبود
